تبليغاتX
سایه بون خستگی ها

سایه بون خستگی ها

emma watson

rupert grint

daniel radcliffe

only harry potter

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/29 توسط فاطمه |


قتی که دل تنگه

وقتی دلت تنگه با کی حرف می زنی؟ دردات رو به کی می گی؟اصلا کسی رو داری که بتونی دو کلمه باهاش درددل کنی؟کسی هست که وقتی حرفاتو شنید همونو بعدا نکوبه توی سرت یا به خاطر همون حرفت سرزنشت نکنه؟اگه داری که خب هیچی.اما اگه نداری بدون که میتونی همین جور سرزده بیای زیر این سایه بون مطمعنم که اگه نتونم برات کاری بکنم لا اقل با گوش دادن به حرفات مرحم زخم های کهنه ات بشم. اگه بیای،بدون،خورشید هم که باشی میتونم پشت ابرهای تیره پنهانت کنم و چشمهای آسمون رو هم ببندم تا توی اون خلوت عاشقانه،دور از همه دیده ها ، ما شدن رو تجربه کنی...بیا منم تنهام... من و تو میتونیم با هم باشیم میتونیم تنها نباشیم

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/29 توسط فاطمه |


حرف های عاشقانه

یک...دو...سه...

با اعتماد به نفس مقابلش ایستاد و گفت:

"مدت هاست می خوام بگم دوستت دارم

دوست دارم ساعت ها با هم حرف های

عاشقانه بزنیم.چشمامو میبندمتو می آیی

به خیالم"

طرف مقابل حرفی نزد . نامه ای داد با این

مضمون:

"من نمیتوانم حرف های غاشقانه بزنم

چون به من می گویند کر و لال .ما مناسب

هم نیستیم"

*************************

خیال

آمدی.قرار بود بمانی یعنی فکر کردم قرار است بمانی...

آمدی.قرار بود بمانی فکر کردم می مانی...

آمدی.قرار بود بمانی اشتباه می کردم . اصلا فکر نمیکردم...

رفتی...تنها... چشم به در...منتظر...نمی آیی میدانم

************************

آینه

تو به من نگاه میکنی

و به دنبال پاسخی برای پرسش چشمهایم میگردی

اما حیف

که نمیدانی پرسشگر خودت هستی

و پاسخ منم

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/29 توسط فاطمه |


 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/05/23 توسط فاطمه |


باران

وقتی که آسمان گریه میکند تو هم گریه میکنی ولی نمیدانم چرا اشک هایت با همه

فرق میکند؟ وقتی آنها را پاک میکنم سردی ات وجودم را فرا میگیرد.آخر تو چگونه

تحمل میکنی که باران اینچنین بر صورتت سیلی بزند؟

(شما اگه این مطالب رو تو سروش دیدین ضایع نکنین دیگه)

*********************************************************************

زمان

زمان با سرعت در حال دویدن است

و همه در حال دویدن

ناگهان می ایستم

پشت سر خود را نگاه میکنم:

کسی نیست

یعنی آنها جا مانده اند؟؟؟؟!!!!!

جلو خود را نگاه میکنم

میبینم

منم که از بقیه جا مانده ام

*********************************************************************

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/05/23 توسط فاطمه |


به امید اون روزی که ما آدم بشیم و درسمون رو بخونیم و برای سلامتی برو بچس

عشق وبلاگ یه صلوات بفرستینحالا هم لپتون رو بیارین جلو مانیتور آفرین

وقتی می روی

وقتی میخندی ستاره چشمک میزند

وقتی غمگینی چکاوک ها نمی خوانند

وقتی اشک می ریزی آسمان با تو می بارد

و

وقتی میروی حتی قلم در نوشتن نا تمام میماند

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/05/23 توسط فاطمه |


خسته ام خسته ی خسته

وقتی میبینم از نزدیک ترین دوستام

از هم زبونام

از کسانی که دوسشون داشتم و ثانیه هامو باهاشون گذروندم

از همه

نارو میخورم

فقط زخم های بدنم میسوزه

وقتی میبینم ۱۵ سال از عمرمو با کسانی گذروندم که این قدر دو رنگن اشکم در میاد

ازین دورنگی ازین لجن زار ازین مملکت کثافت و از آدماش حالم بهم میخوره

چرا آدما با حرفا کلماتیو میسازن که وجود نداره

مثل دوست

مثل راستی

مثل اعتماد

مثل پدر

مثل مادر

خودمو پیدا کردم کاری که خیلیاتون میاینو میرین اما بهش پی نمیبرین

اما

یه چیزی از درون داره آتیشم میزنه داره داغونم میکنه دارم میسوزم

همتون گناهکارید

همتون مقصرید و یه روز باید جواب بدین

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/05/23 توسط فاطمه |


چاکر هر چی هری پاتریسته هستیم

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/22 توسط فاطمه |


 نظر بدین بعدا برین

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/22 توسط فاطمه |


                     ایران و تیم فوتبالش

رکورد بیشترین ر...دن در کمترین زمان:میرزاپور در مدت ۱۰دقیقه روی ۷۰میلیون

ایرانی ر..د(یه خورده جنبه داشته باشین دیگه اثلا معزرت می خوام)بخشیدین؟؟؟؟؟؟

*********

با توجه به ۳ بازی ایران زمین های چمن آلمان تا سه سال نیاز به کود ندارند

**********

به کعبی گفتن : چرا زدی تو صورت فیگو؟گفت دیدم پام که به فینال نمیرسه بذار

جاپام برسه

**********

نامه ای به برانکو :حالا که میری به سفر هر چی دلت میخواد ببر گیتار حسن رو هم

ببر چلنگر رو با خودت نبر چلنگر رو با خودت نبر

**********

بعلت شکست تیم ایران از تیم پرتغال و جریحه دار شدن روح امت همیشه در صحنه

نام پرتغال به نارنگی محمدی تغییر یافت

**********

تست کنکور:

علی دایی در بازیه ایران - مکزیک چه نقشی داشت؟

نخودی

بیخودی

تماشاچیی که میخواست بازی را از نزدیک تماشا کند

هر سه مورد

**********

خوش به حال دایی نمیدونم چند زیرمیزی داده تا گذاشتن بازی رو از نزدیکتماشا کنه

**********

مراسم نوحه خوانی و عزاداری با حضور تیم ملی در مهدیه ی نورنبرگ آلمان بر پا شد!

زمان:۱۲ ژانویه مداح: حاج عادل فردوسی پور!! (چه میـــــــــــــــکنـــــــه این بازیکن)

**********

روحانینون فوتبال دوست قم ازاین به بعد خوردن ذرت مکزیکی و پرتغال را حرام اعلام کردن

شوخی کردم بابا جدی نگیرین

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/22 توسط فاطمه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ای که دور از من و در یاد منی
با خبر باش که دنیای منی


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



پیوندها

نسیم(خواهرم)
آش شله قلم کار
اس ام اس...جوک(حمید)
بی قرار
غم تنهایی
جواني،بهار آرزوها
حرف دل
شب روشن
love


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS