تبليغاتX
سایه بون خستگی ها

سایه بون خستگی ها

سلام دوستان وهمراهان خوبم

نماز روزه هاتون قبول

ببخشید که نتونستم جواب نظراتتون رو بدم آخه این مدرسه ها از وقتی شروع شده وقت سر خاروندن هم نمی کنم...

البته من هنوز از مدرسه ام راضی نیستم .

الانم مینویسم:

آه...چه خسته ام

آه...چه خسته ام از همه ی این ناقصان که وجودشان بی چون و چرا باید حادثه ای بزرگ شمرده شود! آه...چه خسته ام از شاعران! جان شاعر تماشاگر می خواهد . اگر چه گاو میش باشد! اما من از این جان به تنگ آمده ام و می بینم روزی را که خود نیز از خویش به تنگ آمده باشد.

+ نوشته شده در شنبه 1385/07/29 توسط فاطمه |


ســــــــلام

نماز روزه هاتون قبول باشه الهی

خب من واقعا" حالم گرفته و از این مدرسه ی جدیدم اصلا"راضی نیستم، خسته شدم از بس که شعر نوشتم،حالا هم می خوام به جای این شعرای مذخرف یه چیز دیگه بنویسم،ولی هیچی نیست که بخوام بگم،دلم واسه الهه و نسرین و سحر و رویا و... تنگ شده،این مدرسه ای که رفتم خیلی بده،بیشتر از اونی که من فکر می کردم آخه من از اول دبستان تا سوم راهنمایی توی یه مدرسه بودم(مجتمع الزهرا)حالا تازه می فهمم چه دوستای خوبی داشتم(رویا،نسرین،الهه،سحر دلم براتون یه ذره شده)

چی بگم که خیلی تنهام

+ نوشته شده در جمعه 1385/07/07 توسط فاطمه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ای که دور از من و در یاد منی
با خبر باش که دنیای منی


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



پیوندها

نسیم(خواهرم)
آش شله قلم کار
اس ام اس...جوک(حمید)
بی قرار
غم تنهایی
جواني،بهار آرزوها
حرف دل
شب روشن
love


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS